محمد يوسف حريرى
47
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
اصحاب صراط السوى ( س ) فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى ( طه - 135 ) طبق روايت اصحاب صراط سوى و اللّه محمد است و اهل بيت او ، و هدايت يافته اصحاب محمدند . به روايت ديگر على صاحب راه راست است و كسى كه هدايت يافته كسى است كه ولايت ما را قبول كرده ( حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 170 و 127 ) اصحاب فرائض يا اصحاب فروض . اهل فرايض ورثهاى هستند كه برايشان بر اساس حكم قرآن سهم معينى فرض شده است . اصحاب فيل أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ( فيل - 1 ) گروهى هستند كه جهت تخريب كعبه عازم مكه شدند . در قرآن مجيد طى 5 آيهء سورهء فيل واقعهء اصحاب فيل به طور خلاصه بيان شده است . قول مفسرين و مورخين در باب كيفيت لشكركشى ( كه در سال 40 سلطنت انوشيروان مىدانند ) مختلف است ولى از مجموع آنها چنين دريافت مىشود ابرهه ملقب به اشرم كه از سوى نجاشى ( شاه حبشه ) حكومت صنعاء را در اختيار داشت كنيسهاى زيبا و مرمرين بنام قليس بنا نمود و از مردم خواست تا در آنجا حج گزارند ، اما شخصى از بنى مالك بن كنانه اين كنيسه را آلوده ساخت ( و يا بر اثر آتشى كه عدهاى از بازرگانان قريشى براى گرم شدن در كنيسه افروختند ، كنيسه آتش گرفت ) ابرهه خشمگين از اين عمل مصمم به تخريب كعبه گرديد ( و يا نجاشى ، ابرهه را با گروه بسيارى از حبشيان بجنگ عرب فرستاد ) . ابرهه با لشكر و فيلهاى جنگى عازم مكه شد و مقاومتهاى سر راه را درهم شكست و اموال قريش را غارت نمود و چون با فيلهاى خود قصد تخريب كعبه را نمود فيل بزرگ به جانب كعبه پيش نرفت و ناگهان پرندگان عجيبى كه در نجد و تهامه بىسابقه بودند ( و به نقلى شبيه پرستو بودند ) در حالى كه هريك سنگى ( باندازهء عدس و نخود ) در منقار ( دو يا سه سنگ در چنگها و منقار ) داشتند بر بالاى سر افراد ابرهه قرار گرفتند و با انداختن سنگها بر سر آنان همگى را هلاك كردند . به نقلى ابرهه زخمى شد و در حين فرار به سمت يمن بمرد . و به نقلى به حبشه رسيد و در حضور نجاشى سنگى بر وى فرود آمد و بمرد . اصحاب قبور كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ ( ممتحنه - 13 ) اهل گورها . مردگان . اصحاب قريه ( ق ى ) وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ( يس - 13 ) مفاد حكايت ايشان ( بر اساس آيات 13 الى 29 سوره ياسين ) تقريبا بهطور خلاصه چنين است كه خداوند سه تن را براى هدايت اصحاب قريه فرستاد ولى آنان فرستادگان را تكذيب كردند و به سنگسار تهديدشان نمودند اما مردى از دورترين نقطهء شهر شتابان آمد و قوم را به پيروى از اين فرستادگان دعوت نمود و خود به پروردگار ايمان آورد اما كارشان با صيحه ساخته شد . مفسران در نام اين رسول اختلاف كردهاند و برخى اين قريه را انطاكيه مىدانند . ( و انطاكيه از قديمىترين شهرهاى شام محسوب مىشد و به گفتهء برخى سيصد سال قبل از مسيح عليه السّلام بنا گرديده بود . انطاكيه